... B4E (x^O)
ruzi ke goftm duset nadaram salmasalamal
8مارس روز زن مبارک باشه عزیزم.
منی آتدین آی قیز ، آی قیز آتشه بسله مکدیر عشقینی دائیم پیشه م آتاجاغدین منی سئودیگیم، سؤیله بس نه ایچین دولدور عشقی شربت كیمی، وئر ایچیم سؤیله سؤیله، سنه بئله نه اولدو یار؟ * چاغیریرام گل، هارالاردا قالمیسان؟ منی اینجیتمه، یالواریرام یار منی آتما ترك ائتمه * آتاجاغدین منی سئودیگیم، سؤیله بس نه ایچین دولدور عشقی شربت كیمی، وئر ایچیم سؤیله سؤیله، سنه بئله نه اولدو یار؟ سؤیله سؤیله، سنه بئله نه اولدو یار؟ *** گئتمك ایسته ییرسن، بهانه سیز گئت اویاتما مورگولو خاطیره لرین سسین همین سس دیر، باخیشین اؤگئی گئدیرسن ، سسین ده یاد اولسون باری... سن دنیز قوینونا آتیلمیش چیچك اوستونه دالغالار آتیلاجاقدیر ساختا محبتین، ساختا سندتك، نه واخت سا اوستونده توتولاجاقدیر یوللار تك دؤشه نیب آیاخلارینا سنه یالواریم می؟ بو مومكون دئییل قویمارام قلبیم تك ووقاریم سینا آلچالیب یاشاماق، عؤمور، گون دئییل دئمیرم سن اوجا بیر داغسان، اگیل دئمیرم علاجیم قالیبدیر سنه نه سن ده محبت قارا پول دئییل نه من دیلنچی یه م، ال آچیم سنه گئتمك ایسته ییرسن، نه دانیش، نه دین یوخ اول اوزاقلار تك، دوماندا، چنده نه ییمی سئومیشدین، دئیه بیلمه دین ایندیسه یوز عئیب گؤرورسن من ده *** گؤزوم یول دا قالدی قالدی، آی گؤزل گؤزوم یول دا قالدی قالدی، آی گؤزل پاییز اولدو، یارپاقلار اولدو خزل * یوللارینا باخا باخا قالدی گؤزلریم سنه چاتسین اورگیمده كی سؤزلریم سؤیله سؤیله، سنه بئله نه اولدو یار؟ * چاغیریرام گل، هارالاردا قالمیسان؟ منی ترك ائتمه یالواریرام یار، منی آتما، ترك ائتمه * یوللارینا باخا باخا قالدی گؤزلریم سنه چاتسین اورگیمده كی سؤزلریم سؤیله سؤیله، سنه بئله نه اولدو یار؟ سؤیله سؤیله، سنه بئله نه اولدو یار؟ سؤیله سؤیله، سنه بئله نه اولدو یار؟ http://www.4shared.com/file/153838450/aeaf2c61/Meni_atdin_atese.html بابا میرزایئف
koktelbujotof :ز
axrin ruzaye yahtamel dar yahu budnmun... seyl ashk ruzaye khas kheyli rnjurim khodaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa
دونیا انا دیلی قوتلو اولسون
chi mitunm bgm ? ke sukutm gushkharashtrin faryad ast
oun mnm tanha ruye sim V khubish ine mitunm ta abad khoshbkhtit ro be nezare benshinm, Oun mnm tnha ruye simi ke to hm budi rush. bepar ounyeki ke khub paridi. khojbkht sho....!
mosadefim hamishe ba yek hadese sabz. in yekish hm budim o goftim bus ro
BAD RABBIT KILLED MEMORIES
شبی که درد واقعی رو حس کردم.. و کردیم و شاید برا تو هر شب عارض می شد On the ground I lay motionless in pain I can see my life flashing before my eyes Dead I fall asleep, is this all a dream Wake me up, I'm living a nightmare I will not die (I will not die) I will survive I will not die, I'll wait here for you I feel alive, when you're beside me I will not die, I'll wait here for you In my time of dying On this bed I lay, losing everything I can see my life passing me by Was it all too much or just not enough Wake me up, I'm living a nightmare I will not die (I will not die) I will survive I will not die, I'll wait here for you I feel alive, when you're beside me I will not die, I'll wait here for you In my time of dying I will not die, I'll wait here for you I feel alive, when you're beside me I will not die, I'll wait here for you In my time of dying I will not die, I'll wait here for you I feel alive, when you're beside me I will not die, I'll wait here for you In my time of dying
Why we are so far?............. :c
اینروزا همش باید اینجوری خوش بود روزای تنهاییه امتحان و بیکاریه زمستون
سبز یه روز مال ما بود
Everything around me makes me MISS U...
...do nothing
این چیزیه که میدونستیم نمیخاستیم ولی نمیتونستیم
وقتی یکی رو دوست داری، اجتماعی گری یک فاجعه شبیه فلوجه است.. بهتره نشون بدی که کنترل گر و واقعی هستی. نصیحتی به خودم قائله فیس بوس tu hme mrahel ouruze ghambar, dujeet dashtmpoos
Səni sevirəm! Bütün yorğunluğuna baxmayaraq həyatın, ürəyimin enerjisi heç bitmir... Səni sevərkən böyüyürəm... emruj nu19 shodi tprik
Shansi didm in ro puj آسمان تیره بود و چشمانت باران من تورا به ابری شبیه کردم صورتش گریان... من از جلای وطن ترسیدم که تورا چنین دیدم من از عمق حماقت مردم یک عمرمهر مادر و کمانی در قامت پدر ترسیدم و آهی که نبود در بساط می شود آیا ترسیم کنیم برزخی میان جهنمم تا بهشت تو؟ بی هیچ بهانه که تنها با تو باشم با شعری که به فعل مضارع استمراره با تو بودن ختم شود!!؟ می شود آیا چون مستی کنارت باشم مدهوش نه خوابی که محوت بینم نه رویایی دست نیافتنی
Ummmmm....!!!!!! OK ok
شب بخیر تو یادت رفت بگی امشب
اوزاخ یئرین دؤیمجین، هولای نان دؤیرلر
Doğdugun gün yazılırmış kader İnsan yinede değişir diye hep umut eder Sahibi yok aşkta herkes misafir Ah bunu bilse en baştan insan Ama çok geç fark eder Bir ışık yak bana yanına geleyim Yoruldum çok ateşlerde eriyorum Sen iste ömrümü bütünüyle ömrüne sereyim Ben sensizde yine ah sana yürüyorum ama Sensiz yönüm yok yolum yok Bu nasıl bi suç nasıl bir günah Kimse bilmez adı bile yok Bu nasıl kader nasıl bir veda Artık çok canım yanıyor Bu nasıl bir aşk nasıl bir ceza
میخواستم بنویسم با مشاهده این رفتارای من شاید لازم میبود که تصمیم درست رو بگیری. ولی گفتم چرا ادامه بدم. بازم دهوا شد دیدی؟ سر هیچ و پوچ بود انگار(سر اینکه داو و داودون قرار بود بیان) ولی اینا ریشه دارن و نه اینکه مسببش تو باشی انگار که بالش گریه های اون همه ظلمی و باید بذارم بشنوی و بعد گریه کنم رو شونه هات. اینروزا چیزی که بیشتر یادمه لحظه ایه که تونستم میون غوغای اونهمه ادم توروروی اون سطح صاف پیدات کنم با عینک دودیه گنده ات.
فاصله هارو بینمون بیا از امروز پاک کنیم
دوباره شیرین شدیم دوباره دلم از حرفات قنج رفت و دوباره دوستت داشتم خودت فهمیدی
we had another contention today J know I was guilty :(
اقیانوس نگاهی در گستره اش کردرنگ ِ رویش آبی و اغواگر بوددر دورترین نقطهء آن پهنهء تکراری دو، سه، یا چند کشتی، متروک وشاید شیدا از این همه سکوتِ بی معنا بودو گروهی در فرو رفتن و فناو اقیانوس، آرام و بی خیال از فریادهای بی صداو قایقی کوچک که سالها بود ازکرانه ای نزدیک می شدو موجی ریز که از مقابلش به قلبِ اقیانوس ،گسیل .نزدیک تر شدزیباتر گشتقلاب انداختصدف ِمحبوب ِدل ِدریا را بیرون کشیدتوفان شد و جزیره ای پدید آمداز آن پس جز در این خشکیه سبز در هیچ کجای اقیانوس آرامش نبود.
http://anthologism.blogspot.com/2011/01/blog-post.html
دو کارگر یخ زده با قد هایی نامتوازن کنار هم نشستند تا نوبتشان فرا برسد،با دستهایی که از شدت سرما و هراس رئیس، بیرون بود و گاهی به هم سابیده می شد. او از آنها کارهایی که سفارش شده بود را بازخواست کرد و با شنیدن اجرای مو به موی همه خواسته ها ، برقی از رضایت در چشمانش درخشید. میخواست دلداری بدهد میخواست کمی از دردی که بزودی بر پیکرنحیفشان فرود می آید بکاهد. آنهالبخند میزدند ، همیشه لبخند می زدند.دستش را روی شانه های آندو گذاشت هیچ حرکتی نکردند. انها سالها بود که مرده بودند
http://anthologism.blogspot.com/2010/12/blog-post_21.html
دردِ دلم را به که بگویم ؟! به تو که این روزها حتی نگاهت را از من می دزدی .چه ساده دستهایم را رها کردی میان قهقهه های مستانه شان !
http://thelepidoctor.blogspot.com/2010/12/blog-post_19.html
وسط اتاق نشسته ام با کلی کاغذ سفید دورو برم و مثلا مشغول ترجمه تحقیق ...در عوالم خودم غرق هستم که صدای مامان مرا به خودم می آورد :" چقدر هم قلب کشیده!"نگاهی به کاغذ های زیر دستم می اندازم ... پر شده از قلب های قرمز
http://thelepidoctor.blogspot.com/2010/12/blog-post_7434.html
شکلک دخترکی که داره زیر بار غم خورد میشه !
http://thelepidoctor.blogspot.com/2010/12/blog-post_18.html
از شهرِتو، باید رفتماندن ، معنای پرواز نیستبا من در انتهای ظلمتامید ،در شکل هیچ نوری، پیدا نیستروزی ،خود نیز خواهی فهمیدغروب، پروای این همه هشدار بوددر گوش تو هر شب میخواندماز ترسی که معنای این احساس بودتقصیر، انگار دوباره مال من شدرفتن، برای در ابد ،دیداراما، پریدن یک امر ناممکن نیستشاید، نائل شویم جدا از هم یکبار
http://anthologism.blogspot.com/2010/12/blog-post_15.html
هنوز هم آخرین تصویری که شبها قبل از خواب در ذهنم نقش می بندد ، تصویر نگاه مهربان توست.
http://thelepidoctor.blogspot.com/2010/12/%D9%87%D9%86%D9%88%D8%B2-%D9%87%D9%85-%D8%A2%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B4%D8%A8%D9%87%D8%A7-%D9%82%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D8%B2.html
داستانی از سر هوس نمیگویم..از دوستی که بر افسونِ دختری دل سپرده بوداز او میگویم که امید در من, از حرفهایش دمیده بوداو به زمانه و مردمش، نه گفته بودبه ایمان زندگی, در برِ آن دلنواز.از خوشی آکنده بود از دلخوشی این دیدارها و آن دختر رویایشساز میزد و از خنده, لبهایش تابلویی از حیات بود..روزی اورا دیگر در همان کوچه و همان لحظه قرارمان ندیدم..از آن باغ پر گل جز چشمی به تاراج جنون و اشک ,چیزی نفهمیدم..او شعری بود که در ترس , آرام گرفتغزلی شد که در تخلص جدایی, پایان گرفتاو مانده بود و صورتی به سپیدی کم خونیاو مانده بود و تنهایی و سازی شکسته..خالی از حیاتمردی به آسودگیه یک مماتو بر آخرین سیم تارش باز میزدبه رویای شبش که روزی در کنارش خفته بود
http://anthologism.blogspot.com/2010/12/%D8%A2%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D9%85-%D8%AA%D8%A7%D8%B1.html
مامان می گوید هر کسی پرنده ای دارد . اگر پرواز کند و جایی بنشیند صاحبش را هم به دنبال خودش می کشد .کسی که پرنده اش از جایی پر بکشد ، مشکل می تواند همان جا بماند . در خانۀ خودش هم غریبه می شود .پرندۀ من / فریبا وفی
http://thelepidoctor.blogspot.com/2010/12/blog-post_11.html
نمی دانست چرا دلش می خواهد یکی مدام بهش محبت کند .و نمی دانست چرا دوست دارد که من همیشه در ذهنش باشم .ولی می دانست وقتی از خواب بیدار می شود ، من یادش می آیم ، و دوستش دارم ، و نیستم .شب ها می ترسید بخوابد ، چون بعضی وقتها خواب مرا می دید ، و وقتی بیدار می شد من پر زده بودم و رفته بودم .ءسمفونی مردگان / عباس معروفی
http://thelepidoctor.blogspot.com/2010/12/blog-post_07.html
اسفند دود میکنم ، برای عشقمونحتما تو هم متوجه نگاه پر از حسادتشون شدی
http://thelepidoctor.blogspot.com/2010/12/blog-post.html
بیزارم از آن درخت برگ فروشیکشنبه بازاری شده پائیز هر سالش ساده میفروشد هیبت سروی رااز خزانی که فرو میریزد بر پایشواز آن مرغ ترانه بر لبکاندرون قفسی تنگ دلشاد استمیبرد رهگذری را تا دم رویاهایشآن دمی کو، هوسِ پروازِ دلش بر باد استو از این هیکل انسانی، از این من بودنکه در آن لعنت جاویدانهءِ مردی ، زنجیر استبیزارم از شرکی که نامش را عشق کندندبر دلی، کو بر معبد ِخدایانی بسیار، تسلیم است.
http://anthologism.blogspot.com/2010/12/blog-post.html
دوباره از نوو اینبار از بطن مادری که خبر تولد یک پسر دیگر را ازکشتزارهای توتون به پدری که هزاران فرسخ دورتر پینه را از آهنی سخت قرض گرفته بر دستانش،می دهد.و اوو اوچه ساده، یک رویا را بر او نام میگذارد بهروز؟تناسخ مرا هزار بار متولد خواهد کردتا شاید روزی،خوشبختی را همسایه من گرداند
http://anthologism.blogspot.com/2010/11/blog-post_25.html
نمیدونم بعضی آدما واقعا فکر کردن و فهمیدن براشون مشکله ، یا میفهمن و خوشون رو میزنن به کوچه علی چپ ؟!دیگه چیزی به این وضوح توضیح نمی خواد که !
http://thelepidoctor.blogspot.com/2010/11/blog-post_20.html
یک لحظه رهایش کن تا بیابیانسان گم شده ات را، بار دیگرشاید که پیدا شد نیمهء قلب تو آن دمکه شور شیدایی برون رفته بار دیگردر ذهن خود ساخته ایم از این اولین نفسرهایی بخش، یا ناجیِ روزهای بردگیدر ذهن خود گمانِ خطا کرده ایم ازاین اولین هوسکه صورت ملون به سادگی بودو سیرت پر زآزردگییک لحظه رهایش کن تا بدانیکیستی را در نیستیِ آن هستی بخشِ پر رمز و رازتا دیگر رها نگردانی خود را در آغوش مست اوآن بازوان هرجا نشین و پر زه حرص و آزیک لحظه فقط یک لحظهدنیا را محروم کن با بستن چشمان پاک خودنور آنجاست می بینی اش بی هیچ واسطهخانهء مهر، قلب و عشق می ترواد فقط زدست تو
http://anthologism.blogspot.com/2010/11/blog-post.html
خزان پیشرفت عجیبی نموده استرسیده است حتی به گل های قالیپ.ن :- پاییز پارسال . بگو که یادته ؟
http://thelepidoctor.blogspot.com/2010/11/blog-post_07.html
بابا گفت:"اگر مردی را بکشی ،یک زندگی را می دزدی ،حق زنش را از داشتن شوهر می دزدی ، حق بچه هایش را از داشتن پدر می دزدی . وقتی دروغ می گویی،حق کسی را از دانستن حقیقت می دزدی . وقتی تقلب می کنی ، حق را از انصاف می دزدی . می فهمی؟"بادبادک باز / خالد حسینی
http://thelepidoctor.blogspot.com/2010/10/blog-post_30.html
تو بگو گناه من چیه ؟دِ بگو دیگه
http://thelepidoctor.blogspot.com/2010/10/blog-post_27.html
من خسته ،حتی از صدای بارانتوبا دیدنش غرق رویاییمن واسطِ ابلیس و انسانمتو،دلبسته با ذهنی اهورایی پرواز کن زینجا با هرچه مانده، ازپاکیِ دیروزهاحالم زمن پرسُ نه ز آن تنپوش شیداییبرگم پر ازنتهای تردید است تو، پر شده از نور اطمینانمن در گوشهء تنهاییم شادمتو هرلحظه از دوری، شوی گریانبرخیز، دورشو این عشق نیست این تکفیر استمحتاج بی تو بودنم محتاج این زندان
http://anthologism.blogspot.com/2010/10/blog-post.html
قطره های بارون به پنجره اتاقم میخورهمنم و تنهاییچشم از هم برنمی داریم
http://thelepidoctor.blogspot.com/2010/10/blog-post_26.html
آروم صدام میکنیبیدار شو دختر...چشمهام رو باز نمی کنم ، دوست ندارم از این خواب شیرین چند روزه بیدار بشم
http://thelepidoctor.blogspot.com/2010/10/blog-post_20.html

